تبليغاتX
معرکه (سیدحسن وجیهی)

معرکه (سیدحسن وجیهی)

پيامبر (ص ) به على (ع ) فرمود: ان لك كنزا فى الجنة انت ذوقرنيها. ((تو در بهشت داراى گنجى مى باشى ، تو صاحب دو شاخ بهشتى هستى ))، (منظور از دو شاخ ، حسن (ع ) و حسين (ع ) هستند كه زينت بهشت مى باشند).
مرحوم شيخ صدوق مى گويد: از بعضى از اساتيد شنيدم كه مى گفت : منظور از آن گنج ((محسن )) فرزند على (ع ) است كه بر اثر فشار بين دو ديوار، از فاطمه (س ) سقط شد، و آن استاد چنين استدلال كرد كه روايت شده : ((فرزند سقط شده انسان ، بطور جد و خشم آلود، كنار در بهشت توقف مى كند، به او گفته مى شود: وارد بهشت بشو، در پاسخ مى گويد: وارد بهشت نمى شوم تا پدر و مادرم قبل از من وارد بهشت گردند))...
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

اين بى حرمتى به خانه وحى مى تواند علل گوناگونى داشته باشد، اما مهمترين علت و انگيزه اى كه آن ها را وادار به چنين كارى كرد مسئله گرفتن بيعت از على عليه السلام بود، كه اگر اين كار را نمى كردند، بسا در آينده براى خودشان ايجاد مشكل مى كرد.
و اين مسئله به روشنى دلالت دارد، اگر نگوييم هدف آنان به انزوا كشاندن اهل بيت از صحنه سياست و خلافت اسلامى بود. به اين كه نه تنها حق ادعاى خلافت و رهبرى مسلمين را ندارد بلكه به عنوان يك مسلمان بايد با خليفه مسلمين بيعت كند و شايد اين مسئله مهمتر از اصل بيعت كردن بود، زيرا در همان زمان بسيارى از مردم همانند سعد بن عبادة و ديگران بيعت نكردند، اما نه تنها به خانه شان هجوم نشد، بلكه مورد اعتراض هم قرار نگرفتند. اين جاست كه بايد عده اى اعرابى و خشونت طلب و بدور از عاطفه و اخلاق اسلامى همانند مغيرة بن شعبة را پيدا كرده و از آن ها در جهت شكستن حريم اهل بيت استفاده كرد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

بشر پسر سليمان كه از فرزندان ابو ايوب انصارى و يكى از شيعيان مخلص و همسايه امام على النقى و امام حسن عسكرى عليه السلام بود مى گويد: روزى كافور، خدمتگزار حضرت على النقى عليه السلام نزد من آمد و گفت : امام تو را به حضورش خواسته است چون خدمت حضرت رسيدم و در مقابلش نشستم ، فرمود:
اى بشر! تو از فرزندان انصار هستى . از همان دودمانى كه در مدينه به يارى پيغمبر خدا برخاستند و محبت ما اهلبيت هميشه در خاندان شما بوده است . بدين جهت شما مورد اطمينان ما مى باشيد. اكنون ماءموريت كاملا محرمانه اى را بر عهده تو مى گذارم كه فضيلت ويژه اى براى تو است و با انجام آن بر ديگر شيعيان امتيازى داشته باشى ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ربيعه پسر كعب مى گويد:
روزى پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود:
ربيعه ! هفت سال مرا خدمت كردى ، آيا از من پاداش نمى خواهى ؟
من عرض كردم :
يا رسول الله ! مهلت دهيد تا فكرى در اين باره بكنم .
فرداى آن روز محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم ، فرمود:
ربيعه حاجتت را بخواه !
عرض كردم :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

مردی خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله آمد وعرض کردعلاقه من به شماازخودم وفرزندانم بیشتراست زیرا در منزل ازشما یاد کردم طاقت نیاوردم تا اینکه آمدم وشما رازیارت نمودم هم اکنون به ذهنم رسیده که اگردر بهشت شمادر مقام عالی باشید ومن نتوانم خدمت برسم چه کنم؟

جبرییل نازل شدو آیه شریفه (من یطع الله والرسول فاولئک مع الذین انعم الله علیهم من النبین والصدیقین والشهداء والصالحین وحسن اولئک رفیقا) را برای پیامبر به عنوان وحی آورد.

درالمنثور2/588

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

جمیل بن مره میگوید:اشتری از لشکرگاه حسین بن علی را در روز شهادت او غارت گرفتند و سپس او را نحر کردند وطبخ نمودند؛راوی گوید گوشت او مانند ریگ شدو آنان نتوانستند از آن گوشت استفاده کنند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

ابن عباس گوید:من رسول خدا(ص)رادرخواب دیدم درحالی که غبارآلودبود و در دستش شیشه ای پراز خون داشت عرض کردم،پدرومادرم به فدایت گردد این شیشه چیست؟فرمودند:این خون حسین و یاران اوست که از زمین جمع کرده ام،من آن روز را درنظر گرفتم درست همان روز بود که سیدالشهدا(ع)ویارانش به شهادت رسیده بودند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

در۱۲و۱۳ماه شریف ذی القعده مسلم ابن عقیل سلام الله علیه که برای بررسی اوضاع کوفه به نمایندگی از سید الشهدا بدانجا رفته بودپس از آنکه چندهزار نفربا ایشان بیعت کردن طی نامه ای به امام مظلوممان نوشت که عده ای با ما بیعت کردندومطیع ماشده اند وکوفه آماده پذیرایی ازشماست گوشه ای از نامه آن بزرگ وار:الرائدلایکذب اهله وقد بایعنی من اهل الکوفه ثمانیه عشرالفا فعجل الاقبال حین یاتیک کتابی والسلام علیک ورحمه الله وبرکاته * وانضم الیه کتاب اهل الکوفه فیه:عجل القدوم یابن رسول الله فان لک بالکوفه مائه الف سیف فلا تتاخر

بحارالانوار۴۴/۳۷۰

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

روی عن محمدبن ادریس الشافعی اذا قیل ما تقول فی حق علی (علیه السلام) فقال ما اقول فی رجل اخفت اولیائه فضائله واخفت اعدائه فضائله حسدا وشاع له من هذین ما ملا الخافقین

از محمد بن ادریس شافعی روایت شده که به شافعی گفته شد راجع به علی (علیه السلام) چه می گویی شافعی گفت: در خصوص مردی که پیروانش فضائل اورابه خاطر ترس ودشمنان اوبخاطر حسادت مطرح ننموده وبر زبان جاری نساخته  اند چه بگویم؟ با این وجود ازسوی دوگروه چیزهایی در خصوص او گفته شده که جهان هستی را درنوردیده است.

اثنی عشریه ص64-جواهرالثمینه24

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

از عبدالله عمر روایت شده که روزی نزد پیامبر نشسته بودیم ناگهان آن جناب فرمودند:هر کس اول ازین در داخل شوداوبر خلاف سنت من وملت من میرود(یعنی با من ودین من مخالفت می کند-کافر میشود)عبدالله می گوید با خود گفتم خدا کند پدرم وارد نشودبه جهت آنکه وقتی از خانه بیرون می آمدم پدرم جامه به تن می کرد که به دیدارپیامبر بیاید(واقعا هیچکس به اندازه پدر وفرزند همدیگررا به خوب نمی شناسندو او ازهر کس دیگری به احوال آن پلید بدکردار آگاه بود)در این اندیشه بودم که ناگاه معاویه خبیث وارد شد.به نقل ابن مسعوداز رسول خدا روایت است که:

 لکل شی ء آفه وآفه هذا الدین بنواامیه

هر چیزی آفتی دارد وآفت این دین بنی امیه اند.

(کتاب بضاعه الایمان)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

(حلال زادگان)

 

هر کس به ولایت علی  شک دارد

 

 در سینه دلی ز  عشق منفک دارد

 

 آهسته درگوش اوبگوچیزی نیست

 

 دامان   عفاف   مادرت   لک   دارد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   | 

(لعنت برام الفاسقین)

 

بد  خواه  علی کافر  مطلق باشد

 

بد خواهی وی دشمنی حق باشد

 

هر زن که بود در دل او   بغض علی

 

بی  دغدغه آن  لعین سلقلق باشد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط   |